الملا فتح الله الكاشاني

110

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

طلبد * ( رَحِيماً ) * مهربان بر او وَلا تُجادِلْ و خصومت مكن عَنِ الَّذِينَ از قبل آنان كه يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ خيانت ميكنند با نفسهاى خود يعنى طعمه و قوم او كه با خيانت او در ساخته‌اند و بدروغ گواهى بر براءة ساحت او داده‌اند و حمايت و نصرت او كرده‌اند و به جهت اين و بال خيانت راجع بانفس ايشان است و ميتواند بود كه صيغهء جمع به جهت آن باشد كه تا متناول طعمه باشد و ساير كسانى كه خيانت كنند إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ بدرستى كه خدا دوست ندارد مَنْ كانَ خَوَّاناً هر كرا كه بسيار خيانت كننده است يعنى مصر است بر آن أَثِيماً گناه كارى كه مستغرق باشد در گناه خود و اين اشاره است بر اصرار طعمه در خيانت و توغل او در اثم و خيانت و بدانكه اين آيه دلالت نميكند بر آنكه از رسول ( ص ) چيزى سانح شده باشد كه شايستهء او نباشد چه قوله وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً و قوله وَلا تُجادِلْ دال نيست بر آنكه آن حضرت اظهار خصومت و جدال كرده باشد چه بسيار است كه نهى متوجه مىشود به كسى كه از او منهى عنه صادر نشده باشد به جهت مبالغه و الحاح در آن و قوله استغفر اللَّه نيز دلالت نميكند بر آنكه گناهى از آن حضرت صادر شده باشد كه شايستهء او نباشد چه استغفار مختص بمذنب نيست بلكه گاهست كه بر وجه هضم نفس و توجه تام بمولى مىباشد و يا به جهت مزيت مثوبت زيرا كه استغفار طاعتى است مستقل و موجب ثواب نه نزع اسقاط عذاب و ادلهء عقليه داله بر عصمت انبيا از صغاير و كباير مصدق اين است و در مجمع آورده كه خطاب اگر چه ظاهرا به حضرت رسالتست ( ص ) ليكن مراد تأديب امت مرحومه است بر آنكه مبادرت نكنند بخصام و دفاع از قبل خصام مگر بعد از تبين وجه حق در آن زيرا كه آن حضرت از جميع معاصى معرا و مبرا است و يا آنكه عتاب به آن حضرت باشد بر قصد مجادله براى خصم بر فعل آن ازو و قصدى كه بعد از ظن غالب شود به جهت امارات ظاهره چون شهادت شهود و غيرها مستلزم اثم نيست و بدانكه وجه اتصال اين آيه بماقبل تعقيب ذكر منافقين و كافرين است بذكر خائنين و امر باجتناب از حمايت ايشان و يا تعقيب احكام و شرايع در اين سوره به آنكه جميع آن به حق منزل گشته و از تتمه قصهء مذكوره است اينكه ميفرمايد كه يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ پنهان ميكنند خيانت را از مردمان به جهت حيا و خوف وَلا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّه و پنهان نميدارند از خدا كه احق است بر آنكه استخفا كنند از او بر وجه خوف وَهُوَ مَعَهُمْ و حال آنكه خدا با ايشان است و اسرار ضماير ايشان بر او پنهان نيست پس او سزاوارتر است كه از او شرم دارند و باز پوشيدن خيانت از او به ترك آن است چه در استتار شيء از او طريقى ديگر نيست به او مگر ترك آنچه استقباح